bookmark

معنی ژخ

ژخ [ j?ox ]

بالفتح،بانگ حزين چون بانگ جرس،و مانند آن،و بعضى بزاى تازى گفته‌اند،منجيك گويد: بيت بانگ برآورد مرغ چون ژخ طنبور
(
فرهنگ رشیدی
, ص777)
sourceLink

به فتح اول و سكون ثانى مخفف آژخ است و آن دانه‌اى باشد سخت و بى‌درد كه در اعضاى آدمى به هم مى‌رسد و آن را به عربى ثؤلول خوانند و آواز حزين و آهسته و صداى زارى و ناله را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص474)
sourceLink

بفتح ژى بانگ زار و حزين باشد . منجيك گفت: بيت بوى برانگيخت گل چو عنبر اشهب بانگ برآورد مرغ با ژخ طنبور رودكى گفت: بيت چون كشف انبوهى غوغا بديد بانگ و ژخ مردمان خشم آوريد
(
صحاح الفرس
, ص66)
sourceLink

- [بفتح زاء] همان زخ مرقوم بمعنى دوم كه بانگ حزين باشد . مثالش شاعر گويد: بيت ز بس عذاب كه گردون دهد حسودش را هميشه بر فلك هفتمين رود زو ژخ
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص700)
sourceLink

مخفف آژخ است كه بعربى ثولول كويند و كذشت
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص445)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]ثؤلول و آژخ و زگيل.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1807)
sourceLink

زخم باشد.رودكى گفت: چون كشف انبوه غوغايى بديد#بانگ و ژخّ مردمان خشم آوريد. منجيك گفت: بوى برانگيخت گل چو عنبر اشهب#بانگ برآورد مرغ با ژخِ طنبور.
(
لغت فرس
, ص29)
sourceLink

آواز حزين.منجيك گفته است: بوى برانگيخت گل چو عنبر اشهب#بانگ برآورد مرغ چون ژخ طنبور
(
فرهنگ قواس
, ص190)
sourceLink

ژخ

(اسم) نالۀ زار و حزين. آواز حزين و آهسته. زارى و ناله. ¦¦بانگ و آواز. هياهو. هيابانگ. هلالوش (شايد اينجا ژخ صورتى از زخ مخفف زخم به معنى ضرب باشد). ¦¦طعن. گواژه. ¦¦مخفف آژخ، دانهاى باشد سخت و بىدرد كه در اعضاى آدمى ايجاد شود. زگيل. پالو. كار. گوجَه.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1612)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.